- اولين كسى كه دستور ساختن منجنيق را داد تا حضرت ابراهيم عليه السلام را با آن در آتش اندازند.
- اولين كسى كه دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سليمان داد، براى اين كه موهاى اضافى پاى بلقيس پادشاه سبا را از بين ببرند.
- اولين كسى كه دستور ساختن شيشه را داد تا حضرت سليمان عليه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقيس را آزمايش كند.
- اولين كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
- اولين كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.
- اولين كسى كه شبيه شدن به ديگران را مطرح و مردم را به آن تشويق كرد.
- اولين كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم ياد داد.
- اولين كسى كه براى زيبايى ، زلف گذاشت .
اولين كسى كه شبيه شدن به ديگران را مطرح و مردم را به آن تشويق كرد.
- اولين كسى كه نقاشى كرد و چهره كشيد.
- اولين كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.
- اولين كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.
- اولين كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فرياد كشيد.
- اولين كسى كه به خدا كفر ورزيد.
- اولين كسى كه گريه دروغى نمود.
- اولين كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.
- اولين كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .
نوشته شده توسط در
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386
حسين جان
با اب طلا، نام حسين قاب كنيد
با نام حسين، يادي از اب كنيد
خواهيد كه سربلند و جاويد شويد
تا اخر عمر تكيه به ارباب كنيد
نوشته شده توسط در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386
مثنوي حضرت رقيه
با سلام و عرض تسليت ايام شهادت سرور سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (عليه السلام)
سوم محرم منتسب به زهراي سه ساله، بنت السلطان، حضرت رقيه (سلام الله عليها) مي باشد. به اين بهانه، «مثنوي حضرت رقيه» با صداي يونس حبيبي (ميثم) را تقديم شما دلسوختگان و محبان خاندان عصمت و طهارت مي کنم. حجم فايل حود 6 مگابايت مي باشد که توصيه مي کنم حتما دانلود کنيد که بسيار شنيدني است.
فرازهائي اززيارت ناحية مقدسه (زيارت امام زمان عليه السلام، خطاب به امام حسين عليه السلام):
“تو براى پيامبر ( درودخدابراووآل اوباد) فرزند،وبراى قرآن سند ،و براى امّتِ اسلام بازوى توانا، ودرطاعتِ حقّ كوشا ، نگهبان عهد وپيمانِ الهى، دورى كننده ازطُرُقِ فاسقان ، عطا کننده و بخشنده به مسکين به سختی افتاده، صاحب ركوع و سجود طولانىبودی.
تا آنكه جور و ستم دستِ تعدّى دراز نمود، وظلم وسركشى نقاب از چهره بركشيد ، وضـلالت و گمـراهى پيروان خويش را فرا خواند ، با آنـكه تو در حَرَمِ جدّت متوطّن بودى، و از ستمكاران فاصله گرفته بودى، و مُلازمِ منزل ومحرابِ عبادت بوده، واز لذّتها وشهوات دنيوى كناره گيربودى، وبرحسب طاقت وتَوانَت مُنكَر راباقلب وزبانت انكارمى نمودى، پس ازآن علم ودانشت اقتضاى انكارِ آشكارنمود، و برتو لازم گشت (لازم نمود)،بابدكاران روياروى، جهادكنى، بنابراين درميان فرزندان و خانواده ات، وپيروان ودوستانت روانه شدى، وحقّ وبرهان را آشكارنمودى، وباحكمت وپندواندرزِ نيكو (مردم را) بسوىِ خدا فراخواندى، وبه برپادارىِ حدودِ الهى ، و طاعتِ معبود امر نمودى ، و از پليدى ها و سركشى نهى فرمودى، ولى آنهابه ستم ودشمنى روياروىِ تو قرار گرفتند.
پس تو نيزباآنان به جهاد برخاستى پس ازآنكه(حقّ را)به آنان گوشزد نمودى، و حجّت را بر آنها مؤكّد فرمودى، ولى عهد و پيمان وبيعت تو را شكستند،و بر پروردگار تو و جدّت خشم کردند و با تو ستيز آغازيدند، پس برزخم زبانها وضربه ها ايستادگی کردی، ولشكريان فاجر رادرهم کوبيدی، ودرگَرد وغُبار ِنبرد فرو رفتى، وچنان با ذوالفقار جنگيدى، كه گويا علىّ مرتضى هستى.
پس چون توراباقلبىمطمئن،بدون ترس وهراس يافتند،شر و ِمكر وحيله شان را برتو برافراشتند وازدر ِنيـرنگ وفسادباتو قتال نمودند، وآن ملعون لشكريانش رافرمان داد، تاتورا ازآب واستفاده آن منع نمودند،وترابه جنگ کشاندند ، ودر جنگ برتو شتافتند، و تورا با تيرهاوسنگها زدند، وبراى استيصال وناچار نمودن تو دست دراز كردند، و احترام ترا حفظ نکردند، وازهيچ گناهى درموردتوخوددارى ننمودند، چه دركشتن آنهادوستانت را، و چه درغارت اثاثيه خيمه هايت، (بارى)تودرگَرد وغُبارهاى جنگ پيش تاختى، وآزارواذيّتهاى فراوانى تحمّل نمودى، آنچنانكه فرشتگانِ آسمانها ازصبر و شكيبائى توبه شگفت آمدند
پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند، و تورا به سبب زخم ها و جراحتها ناتوان نمودند، و ميان تو وشب مانع شدند(نگذاشتند کارت تا شب به طول انجامد)،درحاليکه برای تو ياوری نمانده بود.و توحسابگر(عمل خويش براى خدا)و صبوربودى، اززنان وفرزندانت دفاع وحمايت مينمودى، تاآنكه تورااز اسبِ سوارى ات سرنگون نمودند، پس بابدن مجروح برزمين سقوط كردى، درحاليكه اسبها تورابا سُم هاى خويش كوبيدند،وسركشان باشمشيرهاى تيزِشان برفرازت شدند.
پيشانىِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد، وبه راست وچپ کشيده و جمع می شدی(وبه خود می پيچيدی) ، پس گوشـه نظرى به جانب خِيام و حَرَمَت گرداندى، در حاليكه از زنان و فرزندانت(روگردانده)به خويش مشـغول بودى ، اسبت گريزان به سوی خيمه ها شتافت، شيـهه كشان و گريـان،پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تيز پاى تو را شرمسار بديدند، و زينِ تورابراو واژگونه يافتند، ازپسِ پرده ها(ىِ خيمه) خارج شدند،درحاليكه گيسوان برگونه هاپراكنده نمودند، بر رخسارها سيلی مى زدندو نقاب ازچهره هاافكنده بودند، وبصداى بلندشيون ميزدند،وازاوجِ عزّت به حضيض ذلّت درافتاده بودند،وبه سوىِ قتلگاه تو مى شتافتند ”…